تبليغاتX
مهرنگار

 

درجواب یکی از دوستــــــان عزیز باید بگویم  وقتی شعــــاراغلب ما ،

 

شنیدن نظرات مخالف است ، باید بدانیم که شنیدن تنهـــا، مشکلی را حل

 

نمیکند، بلکه علاوه بر شنیدن، باید آنچه معقــــول است پذیرفت وما بقی

 

اگـــر نامعـقـــول بود رد کــرد ولی آنجا کـــه امکـان تشخیص قـطـــعی

 

صحت و سقم مطلبی نبود از رد آن بپرهیزیم.

 

فکر میکنم اشکـال عمده اغلب متدیـنــین متعصب و گروههـــــای مختلف

 

مقابل آنها همین است. درنتیجه دینداران متعصب به علت افراطی گــری

 

در دین و افزودن بسیاری ازبرداشتها وچه بســا بدعتها و خرافات دردین

 

متهم به واپس گرایی وحتی عقل ستیزی شده و در مقـــــابل ،عمــــده ی

 

روشنفکـران نیزبه دلـیل انتقادات تنـد واحساسی و بعضاً پشت پا زدن به

 

اصل دین متهم به دین ستیزی میگردند.

 

لازم است که متدینین ما جانب اعتــدال را نگاه داشته و آنچه را که دلیـل

 

قاطع و منطقی بر آن نیست به دین منتسب نکـرده و برداشت خود از دین

 

را وحی منزل ندانند، روشنفکـران ودوستـــداران فرهنگ و تاریخ ایران

 

نیز در نقـــد دین و دینـداری باید جانب انصاف را رعایت کـرده وبدانــند    

 

اگر تاریخ پـر افتخار ومفــاخر بزرگـمان مایه مبـاهات ماست ، که هست

 

باید اذعان کنیم این تاریخ کهن همیشه با اعتقادات توحیدی ملازم هم بوده

 

و مفـاخر ما با الهـام از اندیشـه های پاک و در پرتواعتقـاد به ارزشهــای

 

معنوی و انسـانی به قـله های افتخاردست یافتـند، چه در تاریخ باستـــــان

 

و چه پس ورود اســـلام به این سرزمین.

 

پس همچــنان که این سرزمین و نـــــژاد پاک سرشت آنرا می ستـــاییـــم

 

اندیشه های البته ناب دینی و تعالیم آسمانی راهم گرامی بداریم که سرانجام

 

تفکیک این دو جـز بیگانه شدن با این تاریخ غرورآفـــرین و گم شــدن در

 

                          آینده ای مبهم نخواهد بود.

+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 3:4 توسط احمد |


 

هوای روزهای بهاری مثل هــوای دلهـای عاشــق دمـدمی

 

و دائم در تغیــــیره.زمانی آفـتابی و شـاد و ساعتی گــرفـته

 

و ابری که هـر لحظه ممکنه سیـل اشکهاشو به دامـــن زمین

 

جاری کـنه. بعـد ازظهـــرامــروز آسمـان کم کم ابری شـد و

 

گاهی نم نم باران بوی خاک مرطوب را در فضا پر میکـرد

 

تا اینکــــــه بالاخره با تاریک شـدن هـــــوا بغضش ترکـــید

 

وساعتی را با شدت تمام بارید. حالا بعد از باران لطافت هوا

 

آدم را مست میکنه و یه حس سبکی وپروازبه آدم می بخشه

 

        که دلت می خواد ساعتها قدم بزنی و وجودت را

 

                     پر از هوای تازه کنی

 

                 ....خــــــدایا شـــــــکـرت....       

 

 

  نم نم باران بهــــــــار است و ، خاک

 

  چون دل من ، تشنه ی این نم نم است

 

  از دل خـــــــود ظـلمت این عـهــد را 

 

  هر چه در این چشمه بشوئی کم است

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 0:53 توسط احمد |


 

 

از همه دوستانی که سر زدند به وبلاگ ، خصوصا من را مورد لطف

 

 

قـرار داده و نظـر دادنـد صمیـــمانه تشکـر میکـنم ، از نظـرات زیبا و

 

 

 وبلاگهــای پربارتـوناستفاده کردم و به مداومت این ارتباط امیدوارم.

 

 

عزیزانی هم که فرصت نکردم جوابشون را بدم، بزودی اینکارو میکنم.

+ نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 1:35 توسط احمد |


 

این خط را برای یکی از دوستان نوشتم و با موبایل ازش یه عکس گرفتم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 2:28 توسط احمد |


 

این خط را امشب نوشتم . اهل ذوق عیوب آنرا به بزرگواری ببخشند!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 2:14 توسط احمد |


                             

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 4 فروردین1387ساعت 0:12 توسط احمد |


           

     تصویر نمونه خطهایی که جهت جشنواره خوشنویسی رضوی ارائه کردم

 

      دراینجا گذاشتم البته وقت زیادی جهت آماده کردن کار بهتر نداشتم.

                         

                      

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 4 فروردین1387ساعت 0:8 توسط احمد |


     

 

     تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد        وجود نازکت آزرده ی گزند مباد

 

 

 

   مدتی بود که خبـرهایی راجع به کسالت وبیماری استاد محمد رضا شجـریان 

 

  و بسـتری شـدن ایشـان از رسـانه ها و برخی محافــل  شنـیده می شــد، ولی 

 

  خوشبختانه مطلع شدیم که استاد بعد از طی معالجات از بیمارستان  مرخص 

 

  شـده و پس ازگـذراندن دوره ی نقاهـت کار و تمرین را از سر می گــیرند. و

 

  حتی گــفته شده   در تابستان آتی کـنسرتی در تــــالار وزارت کـشور اجـــرا

 

  خواهـند کرد ، کـه  موجب مسرت همه دوستـــان و اهالی موسیـقی است ،امـا

 

  نکـته اینجاست کـه  این اتفـــاق می تواند تـلنگــری باشـد برای بیشـتر غنیمت 

 

 دانستـن ارزش این گـوهـر یکدانه و ودیعـه الهی . و البته من معتقـدم شاید این 

 

 هشدار بیشترمتوجه متولیان امر فرهنگ وهنر کشور باشد چنانچه  بیاندیشـند.  

 

 به هـر حال  صحت سلامتی وجود استـاد را از درگاه خـداوند مسئـــلت داریم 

 

 و آرزو می کـنیم ســالهـای سال نغــمه های ملکـــوتی آن یگــــانـه ی  آواز و  

 

 استاد بی بدیـل ، طنـین انداز گـوش جان مشتاقـان ، و وجـود پر برکت ایشان  

 

              گـرمـا بخش عرصـه ی هـــنــر این مرز و بوم باشد.                

  

 

+ نوشته شده در شنبه 3 فروردین1387ساعت 23:49 توسط احمد |