درجواب یکی از دوستــــــان عزیز باید بگویم وقتی شعــــاراغلب ما ،
شنیدن نظرات مخالف است ، باید بدانیم که شنیدن تنهـــا، مشکلی را حل
نمیکند، بلکه علاوه بر شنیدن، باید آنچه معقــــول است پذیرفت وما بقی
اگـــر نامعـقـــول بود رد کــرد ولی آنجا کـــه امکـان تشخیص قـطـــعی
صحت و سقم مطلبی نبود از رد آن بپرهیزیم.
فکر میکنم اشکـال عمده اغلب متدیـنــین متعصب و گروههـــــای مختلف
مقابل آنها همین است. درنتیجه دینداران متعصب به علت افراطی گــری
در دین و افزودن بسیاری ازبرداشتها وچه بســا بدعتها و خرافات دردین
متهم به واپس گرایی وحتی عقل ستیزی شده و در مقـــــابل ،عمــــده ی
روشنفکـران نیزبه دلـیل انتقادات تنـد واحساسی و بعضاً پشت پا زدن به
اصل دین متهم به دین ستیزی میگردند.
لازم است که متدینین ما جانب اعتــدال را نگاه داشته و آنچه را که دلیـل
قاطع و منطقی بر آن نیست به دین منتسب نکـرده و برداشت خود از دین
را وحی منزل ندانند، روشنفکـران ودوستـــداران فرهنگ و تاریخ ایران
نیز در نقـــد دین و دینـداری باید جانب انصاف را رعایت کـرده وبدانــند
اگر تاریخ پـر افتخار ومفــاخر بزرگـمان مایه مبـاهات ماست ، که هست
باید اذعان کنیم این تاریخ کهن همیشه با اعتقادات توحیدی ملازم هم بوده
و مفـاخر ما با الهـام از اندیشـه های پاک و در پرتواعتقـاد به ارزشهــای
معنوی و انسـانی به قـله های افتخاردست یافتـند، چه در تاریخ باستـــــان
و چه پس ورود اســـلام به این سرزمین.
پس همچــنان که این سرزمین و نـــــژاد پاک سرشت آنرا می ستـــاییـــم
اندیشه های البته ناب دینی و تعالیم آسمانی راهم گرامی بداریم که سرانجام
تفکیک این دو جـز بیگانه شدن با این تاریخ غرورآفـــرین و گم شــدن در
آینده ای مبهم نخواهد بود.


