سعــدیا مرد نکـونام نمیــرد هـرگـــز
مرده آنست که نامش به نکوئی نبرند
امروز روز بزگداشت سعدی علیه الرحمه بود. شخصیت برجسته ادبی
ما که در طول قرنها و سالیان دراز کلام و اندیشه های او با تار و پود
زبان و ادب فارسی و ایرانیان عجین گشته و شهرت عالمگیر او حد و
مرزهای جغرافیایی را در نوردیده .
آثار گران سنگ سعدی گنجینه های تمام ناشدنی برای همه تاریخ است.
کتاب گلستانش زیباترین کتاب نثر فارسی است و اگر آنرا اثر بی نظیر
جهانی در ادبیات بنامیم راهی به گزاف نرفته ایم. او حکایات پند آمیـز
و نصایح را با شیــرین ترین زبان ممکـــن ارائه نموده ونیز با کــلام
گیرایش مضامین عرفانی ، مذهبی ، اخلاقی ، عاشقانه و...را درغایت
استادی در قالب شعر و غزل بما ارزانی داشته است.
آثار درخورستایش سعدی آیینه تمام نمای وجوه انسانی شخصیت ممتاز
اوست . سعدی متدین و مذهبی و حتی متعصب است ولی هرگز دیانت
و تعصب را دست آویز آزار مخالـفـان دین و مذهب خود نمی سازد و
دوست و دشـمن را مورد رافت ، انصاف و مروت قـرار می دهـــــد.
کـوتاه سخن آنکه سعــدی را نیز چون فـردوسی ، مولوی و حافظ باید
نمونه ی کامل انســان متمـدن حقیـقی برای تمامی ادوار تاریخ دانست.
اما تامل در این شخصیتهای فـرهنگ ساز و فـرهنگ شخصیت سـاز
صرف نظر از احساس فخــر و مباهات ناخواستـه یک تاسف و دریغ
را نیـز در ما بر می انگیزد که ................
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و توهمچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ، ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی
نظری بدوستان کن که هزاربارازآن به
کــه تحیّـتی نویسی و هـــدیّــتی فرســـتی
برو ای فقـیه دانا به خـدای بخش ما را
تو و زهـد و پارسایی من وعاشـقی ومستی
گله از فراق یاران و جفای روزگــاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیرورستی


